در ۲۶ ژوئیه سال ۱۹۵۶ میلادی مصادف با تیرماه سال ۱۳۳۵ خورشیدی، سرهنگ جمال عبدالناصر الحسین رئیس جمهور ملیگرا و متمایل به شوروی مصر، شرکت فرانسوی-بریتانیایی کانال سوئز را ملی اعلام کرد. هدف از این کار تامین هزینههای ساخت سد اسوان بر روی رود نیل اعلام شد. از آنجا که این عمل مغایر با تعهدات پیشین مصر در قبال کانال سوئز بود، با واکنش تند بریتانیا و فرانسه مواجه گشت. آن دو کشور به همراه اسرائیل در اکتبر و نوامبر همان سال به مصر حمله کردند. ابتدا ارتش اسرائیل شبه جزیره سینا را اشغال کرد و ارتشهای فرانسه و بریتانیا با پیاده کردن چترباز در اطراف کانال، اقدام به عملیات نظامی در آن موضع نمودند. ارتش مصر شکست خورد اما مواضع آمریکا و شوروی در مخالفت با اقدام نظامی آن سه کشور، منجر به توقف عملیات نظامی در کانال سوئز شد. این مخاصمه باعث گردید کانال از اکتبر ۱۹۵۷ تا مارس ۱۹۵۷ بر روی عبور و مرور کشتیها بسته بماند.
از آنجا که کانال سوئز شاهراه صادرات نفت ایران به اروپا و آمریکا بود، این بحران تاثیر مستقیم و عمیقی بر عرضه نفت ایران به مشتریان خود در آن دو قاره گذاشت. درست است که در نهایت کانال سوئز باز شد و هرگز آن اتفاق ناگوار تکرار نگردید اما این موضوع نگرش رهبران و مدیران سیاسی و نفتی ایران را از بنیان تغییر داد و آنها را وادار کرد به دنبال جایگزینهای مناسبی برای کانال سوئز باشند تا اگر دگر بار اتفاقاتی مشابه با آنچه روی داد پیش آمد، فروش نفت ایران دچار اختلال نگردد. در این میان نظر ایران به سمت دو کشور اسراییل و آفریقای جنوبی جلب شد.
اسراییل: موقعیت جغرافیایی اسراییل و قرار گرفتن آن کشور بین دریای سرخ و مدیترانه ایران را برآن داشت تا نگاه ویژهایی به آن کشور داشته باشد. ایران میتوانست نفت خود را در بندر ایلات اسراییل واقع در دریای سرخ ذخیره کند و سپس از طریق یک رشته خط لوله، نفت را به بندر اشکلون و یا حیفا در ساحل دریای مدیترانه منتقل و از آنجا با کشتیهای نفتکش به اروپا و آمریکا صادر کند (در آن دوران ۸ درصد صادرات نفتی ایران وارد بازار آمریکا میشد). این مسیر با دور زدن کانال سوئز قابلیت آن را داشت تا در مواقع بحرانی و بسته بودن سوئز، جریان نفت ایران به بازارهای غربی را تضمین کند. برمبنای همین دیدگاه در اواخر دهه ۳۰ خورشیدی، مذاکرات ایران و اسراییل بصورت محرمانه آغاز شد. آنها توافق کردند که براساس نقشه راه ذکر شده چندین مخزن بزرگ ذخیرهسازی نفت در بندر ایلات بسازند و در ادامه، ساخت خط لوله به بندر اشکلون و در فاز نهایی اتصال خط لوله به پالایشگاه شهر بندری حیفا نیز پیشبینی گردید. برای شروع این پروژه عظیم، دو شرکت تاسیس شد. شرکت فیمارکو به نمایندگی از طرف شرکت ملی نفت ایران و شرکت فیری گیت از طرف شریک اسراییلی و شرکت آسیاتیک کانادایی هم به عنوان مجری خط لوله ایلات به اشکلون به پروژه ملحق گردید. تا سال ۱۳۵۷ انبارهای ذخیره نفت در ایلات به بهرهبرداری رسید و مقادیری نفت نیز در آنها ذخیره شد و خط لوله و اسکلههای بارگیری در اشکلون و حیفا تا ۸۰ درصد پیشرفت کردند. با وقوع انقلاب در ایران و عدم تمایل دولت انقلابی به ادامه همکاری با اسراییل، این پروژه متوقف گردید.
آفریقای جنوبی: عبور مسیر مشهور دماغه امید نیک از آبهای جنوبی آن کشور میتوانست مسیر جایگزین دیگری برای ایران فراهم کند تا بدون دغدغه از کشمکشهای مرسوم در خاورمیانه به صادرات نفت خود به بازارهای غربی ادامه دهد. مسیر دماغه امید نیک گرچه دورتر از مسیر کانال سوئز و یا مسیر اسراییل بود و به تبع هزینههای بیمه و حمل و نقل را افزایش میداد اما چند ویژگی جذاب برای ایران داشت. اول آن که حمل نفت با سوپرتانکرها و در حجم بالا هزینههای حمل را توجیه کرد و دوم آن که عبور نفت ایران از تنگه باب المندب که در همسایگی یمن قرار داشت را بینیاز میکرد. یمن در آن سالها تحت نفوذ کمونیستهای وابسته به شوروی قرار داشت و هراینه امکان داشت که عبور و مرور از باب المندب نیز دچار همان وضعیت کانال سوئز گردد.
براساس این محاسبات، ایران و آفریقای جنوبی همکاریهای نفتی خود را آغاز کردند. در این پروژه بزرگ، ساخت مخازن عظیم نفت در سواحل آفریقای جنوبی و ساخت پالایشگاه مشترک پیشبینی شده بود. ایران با ذخیرهسازی مقادیر آفریقای جنوبی میتوانست در مواقع بحرانی مانند آن چه در دوران بحران کانال سوئز اتفاق افتاد، صادرات نفت خود به بازارهای اروپایی و آمریکا از مسیر دماغه امید نیک را بدون وقفه تضمین کند.
بحران کانال سوئز و تاثیر آن بر سیاستهای نفتی ایران
ژوئیه ۱۹۵۶ م / تیرماه ۱۳۳۵ خورشیدی
یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵
نظر شما
سایر مطالب
مشروطه از منظر اسپینوزا؛ وقتی رنج های پراکنده به توان مشترک بدل شدند؛
مقایسه سیاست های نوسازی ایران عصر رضاشاهی و آمریت در تجدد اروپایی
دستنوشتهی پارسی در ژاپن، سندی که نادیده گرفته شد!
هجوم اعراب به ایران
شاهنامه و اسطوره شناسی تطبیقی علمی
چهار رکن و چهار اساس «آینده روشن برای ایران» از منظر تقی زاده
در باب رهبری در تاریخ
در تکاپوی ترسیم هویت ایرانی؛
دواخانه شورین! اصلاح قانون اساسی و انحلال سلطنت قاجار
تخته قاپوی عشایر